چند وقت پیش خواستم یه پست بزارم بنویسم اونایی که توی تلگرام کانال داشتن و اگه یه زمانی نت برگشت به حالت عادی برمیگردن به کانالهاشون و اینجا رو میبندن توی کامنتا برام آدرس کانالهاشون رو بزارن
ولی خب یادم رفت بنویسم و امروز متوجه شدم یسریا که خوندن وبلاگشون برام تو اولویت بود حذف کردن و نیستن :(
نمیدونم چی شده که یهو رفتن!
آیا بلاگیکس بسته، خودشون خسته شدن رفتن یا چی...
+این بلاگیکس لعنتی چندین بار تو پستهام نوشتم که بهش اعتباری نیست و خیلی مسخرهاست که آدم یه روز بیاد ببینه صفحه شخصی و نوشتههاشو بستن...
یه استوری تبلیغی دیدم دو گیگ کانفیگ پنج میلیون :|
چرا باید اینترنتی که سهممونه رو ببندن بعد همونو با خون ناحق بهمون بفروشن...
یادمه تو دورههای اول قطعی نت، زمان مهسا امینی، من تازه زایمان کرده بودم، اون موقع قبلش اومده بودم یه دوره خریده بودم با تخفیف به قیمت هفتصد هزار واسه آموزش ساخت کانفیگ!
ولی به خاطر بچهداری و تایم کم نتونستم همشو ببینم و فقط تا یه بخشی ازش دیدم
یعنی مجبور بودم بعد از یه عالمه بیخوابی و بچهداری و ... نصفه شب رو که مثلا دیگه تایم خودم بود بشینم هر کلیپ که یه ساعت زمان آموزش داست رو نگاه کنم
که هم نور گوشی تو اون وقت شب چشمامو اذیت میکرد، هم باید هدست میزاشتم تو گوشم تا ببینم چیمیگه، هم دائما وسطش حواسم به بیدار شدنای ناگهانی بچه باشه که نکنه نور گوشی اذیتش کنه
از طرفی انقد خسته بودم که وسطاش چرتم میبرد
و خلاصه هربار اومدم اقدام کنم آموزشو تا آخر نگاه کنم و انجام بدم نشد :(
اخرشم چند وقت پیش چون حافظه گوشیم پر شده بود اومدم پاکسازی کردم و کلیپای کانال رفتن تو حالت دانلود نشده
و اینجوریه که الان با دیدن این قیمتای نجومی به خودم میگم خاک تو سرت که نتونستی حداقل یه کانفیگ یاد بگیری درست کنی... :|
+ تازگیا دیدین سایفون یه پیشرفتایی کرده و با کاندوئیت یا کانفیگ رایگان میشه به نت وصل شد؟ وصل شدین تا الان؟
برچسبها : # جنگ
# کانفیگ
# وی پی ان
# مهسا امینی
# اینترنت
این وقت شب دارم یکی یکی وبلاگ دوستایی که دنبال کردم رو سر میزنم و چقد پستهای نخونده دیدم!
یهو یاد قدیم افتادم...
دوستایی که توی پیوندهای وبلاگت دنبال کرده بودی میومدن کامنت میزاشتن که «پست جدید گذاشتم بهم سر بزن :دی»
بیان خوبیش این بود ستاره دوستایی که پست جدید میزاشتن روشن میشد و تو میفهمیدی
ولی اینجا تا نری ببینی متوجه نمیشی
نهایتش بخش دنبال کنندگانه که اونم خیلی درهمه
دلم یه برنامهریزی درست و حسابی میخواد
به مقدار زیادی تایم خالی و فضای اختصاصی نیاز دارم که با وجود این وروجک وابسته که لحظهای پیش کسی نمیره امکانش نیست!
طی این دوسالی که مادر بودم هیچ وقت خسته نشدم و از لحظه لحظهاش لذت بردم و میبرم
ولی امروز واقعا برای اولین بار حس کردم که خستهام! دلم کمی تنهایی میخواد.... :(
یه عادت خیییلی بدی که دارم تو بعضی کارا ثبات تصمیم گیری ندارم! مدام دنبال تغییراتم و این عادت کثیف بر میگرده به حس کمالگرایی مزخرفی که دارم و همیشه دنبال بهترینهام و هر چیزی انجام میدم خیلی زود بنظرم میرسه که اشتباه بوده و میشد که بهتر باشه و ادامه داستانهای ذهنی خودم نسبت به اون موضوع....
برای همین تو یه تصمیم انتحاری چند روز پیش یسری از پستهای وبلاگ رو حذف کردم :| چراکه فکر کردم نباید اینا رو مینوشتم، یا میتونستم بهتر بنویسم و خلاصه از این جور فکرا
از طرفی به ذهنم رسید که روز اول نتونستم عنوان و اسم و توضیحات بهتری برای وبلاگ در نظر بگیرم و اینارم امروز تغییر دادم :)
یادش به خیر اینستاگرام یا تلگرام هرکی پروفایل عوض میکرد استوری میزاشت که گمم نکنید
حالا مجبوریم اینجا اگه تغییری دادیم همینو بگیم
خلاصه که گمم نکنید :)
توضیحات: من به میلاد بیشتر وقتا میگم میلو و با اسم گیسو ستش کردم :دی
از طرفی خودم و میلو به گیسو میگیم بَچول که منظور بچه کوچولو هست
زین پس اینجا اگه اینجوری نوشتم منظور اینه