13:17 1405/1/29 | مامان گیسو | 27 نظر | 25 پسند

یه ورپریده‌ای درخواست فیلم حرف زدن بَچول رو داشتن، بفرمایید اینم وروجک ما🥰😅

+خودم تازه توجه کردم که وقتی دوربینو میبرم جلو میگه «وات😄»، وروجک دیگه داره کم‌کم یاد میگیره اصطلاحات خارجی برا من بکار ببره🤣

21:16 1405/1/26 | مامان گیسو | 27 نظر | 14 پسند

دیشب اینو تو برنامه دیدم نوشتن ولی خب از اونجایی که نرم‌افزارهای داخلی اینجور پیامها رو حذف میکنه نتونستم به موقع برسم و ببینمش و حذف شده بود و نفهمیدم چی شده و چیا زیرش کامنت گذاشتن...

واقعا زنگ میزنن یعنی؟ چی میخوان حالا 😅 شما خبر دارین؟

00:22 1405/1/26 | مامان گیسو | 18 نظر | 13 پسند

خوندن بخش وسطش منو بدجور حرصی میکنه...

یاد بابام می‌افتم به همه کمک میکنه با همه مهربونه برای همه روشنفکره و دستش بازه و تا کسی بگه انقد پول داری بدی فوری بی اینکه ببینه اصلا طرف پولشو بهش برمیگرونه یا نه بهش کمک میکنه بعد نوبت به خودمون که می‌رسه نه اخلاق داره نه اعصاب‌داره نه پول داره نه هیچی :|

از طرفی دوباره منو یاد پسر پیش‌فعال آبجیم می‌ندازه که اذیت کردناش ته نداره، زبون کسی حالیش نیست و کار خودشو می‌کنه، از حرص دادن بقیه لذت می‌بره و می‌خنده و فقطم تو در و همسایه و دوست و آشنا و ... می‌تونه مامانش و مامانم و بابام و باباش تعریفش کنن که آره انقد خوبه انقد باهوشه انقدر فلان و بهمان

خلاصه حکایت ج.ا یه چیزی تو همین مایه‌هاست واسه من :(

02:08 1405/1/25 | مامان گیسو | 66 نظر | 11 پسند

تو سرم یه عالمه حرفه که دلم میخواد به تحریر درارمشون

ولی....

حالم داره بهم می‌خوره از اینجا!

از روبیکا...

از بله...

از ایتا...

از گهواره...

از هرچی نرم‌افزار داخلی کوفتیه که مجبورت میکنه به سانسور به سکوت، به اینکه بیای ببینی صفحه‌ات نیست، یا صفحه دوستات حذف و از دسترس خارج شده!

دلم یوتیوب می‌خواد

تلگرامم با کانالهای آموزشیم

پیج اینستام و چک کردن روزمرگی‌های مزخرف فالورام

خسته شدیم دیگه :((

11:00 1405/1/22 | مامان گیسو | 34 نظر | 20 پسند

یکی از دغدغه‌هایی که واسه دخترم دارم بشدت تامین نیاز مالیش توی آینده هست!

یکی از نظریه‌هایی هم که دارم اینه که اصلا این شب بیداری‌ها، بغل‌کردنها، تحمل کردن چالشهای گوناگون رشدیش، تربیتش و امثال‌هم رو کار مهمی نمیدونم که بعدا در جواب مگه برام چکار کردی؟ به روش بیارم! چون اینا وظایف مهم هر پدر و مادری، در قبال بچه‌ای که از خودش هیچ اختیار و انتخابی برای پا گذاشتن به این دنیا نداشته هست و باید بدون چشمداشت انجامش بدن

«هرچند یسری تحقیقات و نمیدونم شاید افسانه‌ها هست که میگه بچه خودش انتخاب می‌کنه مادرش رو و زندگی زمینیش رو ولی خب ما فعلا به اینا کاری نداریم...»

برای همین از وقتی فهمیدم پا گذاشته تو شکمم بارها و بارها تحقیق کردم و فکر کردم که چه کاری می‌تونم براش انجام بدم که بعدا تو بزرگسالی پشتوانه خوبی براش باشه! یا حتی یه منبع درآمد از همین الان...

که اگه گفت چکار کردی برام جوابی داشته باشم :دی

معمولا اکثرا میان بیمه عمر انجام میدن ولی خب طبق چیزایی که مطالعه کردم نتونست منو راضی کنه

یه مدت براش پول کنار میزاشتم و طلا می‌خریدم، به میلو هم گفتم ما اصلا حق نداریم به طلاهاش دس بزنیم حتی اگه کاسه گدایی دستمون گرفتیم، اگه کوچیک شدن هم حق تعویضشون رو نداریم فقط اگه داشتیم براش جایگزین می‌کنیم تا این سرمایه همینجور باقی بمونه... که خب الان با این وضعیت نجومی طلا دیگه توان خریدش رو نداریم و باید بتونیم خیلی پول کنار بزاریم! از طرفی نمیدونم چقد میشه به این نرم‌افزارهای میلی و ... اعتماد کرد؟ هرکی اطلاع داره بگه لطفا

یکی دیگه از چیزایی که بهش فکر کردم بالا آوردن پیج اینستا بود که مثلا مدلینگی چیزی بشه که از الان درامد بشه! که اینم نمیدونم راه روش اصلیش چجوریه

خلاصه ذهنم درگیرشه یکم کمک کنید :)

درباره

جایی برای ثبت لحظات، فکرهایی که در سرم می‌چرخند و حرف‌هایی که شاید در هیاهوی روزمره گم می‌شوند. اینجا می‌نویسم تا هم خودم یادم نرود که چطور مسیر زندگی را طی کرده‌ام و هم اگر دوستی گذری به اینجا افتاد، لحظه‌ای با واژه‌های من هم‌نشین شود. فراری کوتاه از واقعیت به دنیای کلمات. هر چه می‌بینید، تکه‌ای از نگاه من به جهان است. امیدوارم لابه‌لای این سطرها، چیزی پیدا کنید که به دلتان بنشیند.

آمار بازدید
  • بازدیدکنندگان آنلاین: 1
  • بازدید امروز: 2
  • بازدید گوگل امروز: 0
  • بازدیدکنندگان امروز: 2
  • بازدیدکنندگان دیروز: 0
  • بازدیدکنندگان هفتگی: 19
  • بازدیدکنندگان ماهانه: 39