17:49 1405/7/22 | مامان گیسو | 0 نظر | 1 پسند

ساعت ۵:۵۰ دقیقه صبح بیدار شدم
ساعت ۱۰ صبح بیدار شده رفته ساعت ۲ظهر برگشته
چکار کردم: (باشگاه رفتم، برگشتم صبحونه خوردم بعد از بیدار شدن بچه یه عالمه باهاش سر و کله زدم، صبحونه دادم، صد بار دسشویی رفتیم و بازی کردیم، خوراکی دادم و کلی الکی دور هم چرخیدیم و مابینشم بافتنی کردم و غذا پختم و ...)

چکار کرده: بیدار شده رفته مغازه پشت میز نشسته و کارگرش که اومده برگشته خونه، هلاک شده از خستگی و گشنگی و میخواسته بره باشگاه وسط همه کارام براش میانوعده قبل تمرین حاضر کردم مکملشم تازه من باید قاطی کنم بدم دستش و بغیر از خودش و شکمش و کاراش هیچ موضوع حاشیه‌ای نیست که اذیتش کنه! برگشته دوش گرفته ناهار حاضر و آماده‌ خورده خیلی سریع رفته لباس پوشیده که زود باش بشور تا بریم «خونه مامانش»

اونوقت من برای یه دوش ساده کلی باید برنامه بچینم که بچه اذیت نشه!

و تازه وسط همه کارایی که برای رفاه اون انجام میدم مدام باید به خانمی توجه کنم، بینشون اداها و شعر و دلقک بازی دربیارم که روح بچه آسیب نبینه، حواسم باشه تایم دسشویی رفتنش نرفته باشه، غذاشم بدم و با تمام بدقلقی‌هاش کنار بیام.

برگشتنی رفته تو اتاق روی تخت ولو شده که خسته‌ام و دوباره گشنم خیلی تمرین کردم امروز! (یه ساعت تمرین کردی برگشتی گفتی همشو جلو بازو پشت بازو رفتیم! یه ساعت تمرین کردم همشو پا زدم سنگینم زدم اونم شش صبح این همه ادا درنیاوردم🫪) تازه گیسو هم بدموقع تو ماشین خوابید و ۷:۳۰ عصر بلند شد

دوباره بهش میانوعده دادم، چای دم کردم
هنوز پایین نرفته میگه شام چیه🫠

رفته ادامه فیلمشو نگاه کرده من ادامه سر و کله زدن با بچه و حاضر کردن شام

اخر شب یه مقدار بیکار شدم بافتنی کردم

الان اونی که خیلی خسته بود و چشماش نمیدید و یه ساعته رفته تخت گرفته خوابیده اونه و منم نشستم تایم خواب بچه برسه، بینش دقیقا نیم ساعته رفتیم دسشویی پی‌پی کنه! و دوباره اونی که فردا صبح زود باید بره تمرین و روزمرگی خسته کننده رو تکرار کنه منم🫠🫠

پ.ن: بچه میخوابه میزاریش سر جاش اون تازه بلند میشه یادش میفته زن داره و هوس عشق و عاشقی شبانه به سرش می‌زنه😮‍💨

#سلطان_بیخیالی

درباره

جایی برای ثبت لحظات، فکرهایی که در سرم می‌چرخند و حرف‌هایی که شاید در هیاهوی روزمره گم می‌شوند. اینجا می‌نویسم تا هم خودم یادم نرود که چطور مسیر زندگی را طی کرده‌ام و هم اگر دوستی گذری به اینجا افتاد، لحظه‌ای با واژه‌های من هم‌نشین شود. فراری کوتاه از واقعیت به دنیای کلمات. هر چه می‌بینید، تکه‌ای از نگاه من به جهان است. امیدوارم لابه‌لای این سطرها، چیزی پیدا کنید که به دلتان بنشیند.

آمار بازدید
  • بازدیدکنندگان آنلاین: 1
  • بازدید امروز: 2
  • بازدید گوگل امروز: 0
  • بازدیدکنندگان امروز: 2
  • بازدیدکنندگان دیروز: 0
  • بازدیدکنندگان هفتگی: 19
  • بازدیدکنندگان ماهانه: 39